
سخنراني در بعثه رهبري در منا
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 11257 -
سهشنبه 27 آذر 1386 - 12:21
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه وانصاره والمستشهدين بين يديه
خداي بزرگ را سپاسگزارم و با همه وجود خوشحال كه اين توفيق را عنايت كرد در روز عيد سعيد قربان و در بهترين مكان عالم به محضر شما عزيزان، مؤمنان و موحدا ن و پيروان اسلام ناب محمدي برسم.
عيد سعيد قربان را به همه شما حجاج عزيز، جانبازان سرفراز و سربلند و همه امت اسلامي و همه موحدان عالم تبريك عرض مي¬كنم.
البته بناي من به صحبت نبود. گمانم اين بود كه جشن است و بايد بياييم در جشن و سرور شركت كنيم و از سخنان علما و بزرگان استفاده كنيم و بعد ذكر مصيبت ابا عبدالله الحسين (ع) . اما فرمودند كه مطالبي را با شما در ميان بگذارم. مي¬خواهم دو سه مطلب را عرض كنم. حالا ببينيم روزيتان چه هست.
همه شما به خوبي توجه داريد كه حج بالاترين و والاترين و
گسترده¬ترين مراسم عبادي و سياسي¬اي است كه در عالم برپا مي¬شود. فلسفة حقيقي حج برپايي حكومت جهاني است. اگر مفهوم حكومت جهاني را از حج برداريم تقريباً چيزي از حج باقي نمي¬ماند جز يك سلسله اقدامات معمول. اصلاً بالاتر بياييم. هدف اصلي از خلقت زمين، آسمانها و انسان و هدف اصلي از ارسال رسل و مجاهدتهايي كه درطول تاريخ انجام شده است، علاوه بر باز كردن راه كمال معنوي به روي انسان، قطعاً و بدون ترديد برپايي حاكميت اسلام در همه جهان است.
اگر ما آن وعده بزرگ و آخرين را از هستي برداريم، ديگر چيزي براي هستي باقي نمي¬ماند. آيا اين همه آسمانها و زمين و انسانها و پيامبران و مصلحان و اوليا آمدند، رفتند تا جامعه بشري چنين زندگي اي را تجربه بكند؟ اصلاً آن مفهومي كه خداي متعال از خلقت آدم اراده كرد در كجاي تاريخ بشر محقق و متجلي شده است؟ ممكن است بعضيها بگويند خب پيامبران آمدند، پيامبر عزيز اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) و ائمه اطهار (ع) آمدند. بعضي عرفا و زهاد آمدند. اين سؤال همچنان برجاست كه آيا همه اين خلقت [بيهوده بود؟] پس بقيه چه؟ خدا ميلياردها و ميلياردها هم خلق كرده است. گرچه اين چند دانه در بالاترين و نقطه
اوج¬اند و بالاتر از آنها وجود نخواهد داشت و البته مي¬ارزيد كه خداي متعال همه عالم را فقط براي وجود نوراني حضرت زهراي اطهر (س) خلق كند.
عزيزان من، اگر آن وعده آخرين محقق نشود، تقريباً مي توانيم بگوييم تمام مجاهدتهاي انبيا بي¬حاصل و ابتر است. اصلاً همه آمده اند دست بشر را بگيرند و يك قدم به سمت آن قله نوراني جلو ببرند. آن حادثه آن قدر مهم است كه فرموده اند اگر فقط يك روز به پايان عمر عالم باقي مانده باشد آن روز آن قدر طولاني مي¬شود تا آن اتفاق مهم بيفتد. اصلاً از اول خلقت يك كارواني حركت كرده است كه مقصد نهايي آن كاروان همان نقطه نوراني و درخشان است .
در طول تاريخ هركسي كه با اين كاروان همراه بود، يك حقيقتي پيدا كرد، ماندگار و جاويد شد و هركسي كه با اين كاروان همراه نبود، وجودي پيدا نكرد. خارج از اين مسير در اين عالم چيزي وجود ندارد. تاريخ را ببينيد، چه قدر آمدند و رفتند، ميليارد ميليارد. چه ارزشي و اهميتي و جاودانگي و بهره اي از هستي ؟ چيزي وجود ندارد. هرچه هست در اتصال و ارتباط با اين كاروان است. كارواني كه امروز كاروان سالارش مولايمان حضرت مهدي (عج) است. كسي كه همه انبيا آرزو داشتند كه روز حاكميت او را درك كنند و همه به او سفارش كردند و همه نشانه¬هاي او را داردند و همه بشريت را به او دعوت كردند.
حج بدون امام چه مفهومي دارد. حجي كه با ياد و نام امام نباشد چه دارد؟ اصلاً كسي كه متصل و منتظر و پيوسته به امام نباشد چه بهره اي از حقيقت برده است؟ آقا سياستمدار است. در عالم، سياست به چند؟ دو ريال هم نمي¬ارزد. خيلي خوب تحليل مي¬كنند خب تحليل كنند. آقا عارف است . خب عرفاني كه منشعب از امام و متصل به امام و دعوت كنندة به امام نباشد با بقيه كارهايي كه خلق الله انجام مي¬دهند هيچ تفاوتي ندارد. اصلاً كسي كه در اين مسير نباشد و متصل و منتظر نباشد، هر جايي كه
مي¬خواهد باشد.
مثل حادثه عاشوراست. نقطه اوج است. كسي كه دعوت را شنيد و لبيك نگفت ديگر مهم نيست كجا باشد؛ در حال طواف خانه خدا باشد يا در ميكده و عشرتكده باشد. فرقي نمي كند. مگر خدا به اين چرخيدنها نياز دارد. بعضيها خيال مي¬كنند همه اين آفرينش بند است به اين كارهايي كه اين آقا انجام مي¬دهد، سرش را مي¬تراشد و ..... اگر او اين كارها را نكند، بساط خدا به هم مي¬خورد. نه خير، اين حرفها نيست. در حج
بي¬امام، بدون ياد و عشق امام و بدون تلاش براي حاكميت امام و دعوت به امام چه هست؟ چه بهره¬اي از حقيقت دارد؟
عزيزان من، همه اين عالم بر پا شده است تا آن روز نوراني اتفاق بيفتد. رئيس و روحاني كاروان مردم را جمع مي كند و با يك عشقي براي حج مي¬آورند. مي¬خواهيد اينجا دستشان را در دست چه كسي بگذاريد؟ به چه كسي مي¬خواهيد متصلشان كنيد؟ حواسمان به حبل الله هست؟ اصلاً اگر بخواهيم مأموريت خودمان را در قضيه حج خلاصه كنيم در همين يك كلمه است. و اگر اين را از حج برداريم چيزي از حج باقي نمي¬ماند. كسي بيايد و برود و هيچ معرفتي به امام پيدا نكند و دلش به ياد امام پايين نريزد، از حج چه مي¬ماند؟ آمديم و زديم و چرخيديم و حركت كرديم و مقداري سوغاتي هم خريديم و رفتيم. با ساير مسافرتها چه تفاوتي دارد؟
بالاخره همه شما اهل دل و عشق هستيد. اصلاً مگر مي¬شود ايمان ناب بدون اذن امام در دل كسي وارد بشود. دنبال ايمان است. از كجا
مي¬خواهي به دست بياوري؟ همه شما شنيده¬ايد. امام خليفةالله و واسطة فيض الهي است. اول فيض خداي متعال، اصل هستي و خلقت است. همه اين آفرينش است. ايمان، اخلاق، همت، شجاعت، دل پاك و اعمال صالح مي¬خواهيد، جز از طريق امام چيزي وجود ندارد. واسطة فيض الهي است. مگر مي¬شود كسي بدون اذن امام موفق بشود به كسي لطفي بكند و عمل صالحي انجام بدهد؟ همة حج براي امام است و اگر امام را از محوريت حج برداريم، چيزي باقي نمي¬ماند.
خدمت بعضي از آقايان علما جلسه اي بود به آنها عرض كردم، البته درس پس دادم. اينجا هم مي¬خواهم درس پس بدهم. اصلاً در اين دوران مأموريتي جز دعوت به امام وجود ندارد. اصلاً برپايي جمهوري اسلامي و نظام ولايت بالاترين فرياد و دعوت به امام است. تمرين اتصال به امام است.
در خود جمهوري اسلامي ايران شما اتصال به امام را برداريد، چه
مي¬ماند؟ اين همه حكومت در دنيا هست، حالا يكي هم جمهوري اسلامي ايران است. همه عظمت و حقيقت و ارزش جمهوري اسلامي در اتصالش به اين خط نوراني است. اگر در جهان تلاشي مي¬كنيم عدالت برپا بشود، پاكي بيايد، بداخلاقيها، ظلمها و زشت كاريها از جامعه بشري بيرون برود، همه براي اين است كه دلها مهياي ارتباط با امام بشود. حقيقت، روح و هدف حج، امام است و لا غير.
بگذاريد كمي جلوتر بروم. بعضي از ما خيال مي¬كنيم كه امام در يك نقطه دور و در انزوا مشغول كار خودشان هستند. دارند زمان را سپري مي¬كنند تا يك روزي بيايد و تازه امامت امام آغاز بشود. تصور مي¬كنيم كه امام الان ديگر مشغول كاري نيست. امام اوضاع عالم را مي¬بيند و غصه
مي¬خورد، اما دخالتي در اوضاع عالم ندارد! اين هم از آن اشتباهات بزرگ است. شما مي¬دانيد كه امام، امام است و مديريت عالم به دست امام است. امام سجاد (ع) به ظاهر در رأس حكومت نيست اما مديريت عالم در اختيار امام است. دارد جامعه بشري را مديريت و تدبير مي¬كند و به سمت آن نقطة موعود حركت مي¬دهد و بقيه ائمه (ع) همين طورند.
عزيزان من، امروز هم مولا و آقاي ما دارد دنيا را مديريت مي¬كند. البته بشر هنوز به جايي نرسيده است كه از همة لطف امام و از همه فيض وجود امام بهره ببرد، اما امام دارد مديريت مي¬كند. به دنيا نگاه كنيد. بعضيها خيال مي¬كنند حوادث اتفاقي است يا حاصل كار فلان آقا و فلان آقاست. من مي¬خواهم به عنوان كوچك شما به شما بگويم، خدا شاهد است كه ما روزانه مديريت امام را در عرصه¬هاي جهان مي¬بينيم.
شما كه خودتان اينجا مي¬آيد و موفق¬ايد و با ملل گوناگون در
تماس¬ايد، متوجه تغييرات مردم نمي¬شويد؟ من به كشورهاي گوناگون سفر مي¬كنم. با ملتهاي گوناگون و شخصيتهاي مختلف ملاقات مي¬كنم.
بگذاريد يكي دو حادثه را جزئي¬تر برايتان تعريف كنم. شايد بعضي از آنها برايتان شنيدني ¬باشد.
يكي اين ماجرايي است كه ما به نيويورك رفتيم و ديگري مسئله هسته¬اي است. مي¬خواهم مقداري توضيح بدهم ببينيد كه مديريت دست چه كسي است؟
در خبرها شنيديد. امسال به نيويورك رفتيم. سال گذشته كه ما رفتيم، خانمي بود كه رئيس يك دانشكدة دانشگاه كلمبيا بود. قبل از اينكه ما برويم، به سفارت نامه نوشته بود و دعوت كرده بود كه ما از فلاني دعوت مي كنيم به دانشگاه ما براي سخنراني بيايد. پاسخ ما منفي بود، چون وقت تنظيم نشده بود. ديديم نمي¬شود بايد يك روز بيشتر آنجا بمانيم. بعد كه آنجا رفتيم، اين خانم به محل اقامت ما مراجعه كرد و گفت فلاني اين دعوت شخصي من نيست، دعوت استادان و دانشجويان اين دانشگاه است، اينها از شما دعوت مي¬كنند و مي¬خواهند حرفهاي شما را بشوند. وقتي اين خانم اين را گفت، من ديدم تكليف شد و ديگر نمي¬شود پاسخ منفي باشد. گفتم بسيار خوب مي رويم. البته به همكارانم عرض كردم جلسه برقرار نمي¬شود.
جمعه صبح ساعت 9 به وقت آنجا قرار گذاشته شد. ساعت 11 شب جمعه پيغام دادند كه دولت امريكا گفته كه ما نمي¬توانيم امنيت را برقرار كنيم. گفتيم بسيار خوب. بعد من مصاحبه كردم گفتم دولتي كه نمي¬تواند امنيت را در نيويورك برقرار كند، چطور بلند شده آمده مي خواهد در عراق امنيت برقرار كند؟ خب معلوم است چه افتضاحي مي¬شود. معلوم است كه چه آشفتگي¬اي در دنيا پيدا مي¬شود و ريشه آشفتگيها در كجاست.
امسال كه ما مي¬خواستيم برويم آنها به حساب خودشان طراحي كردند كه ما را در دامي ببرند و از موضع دانشگاه و علم يك كيفرخواست عليه ملت ايران و انقلاب اسلامي صادر كنند و زمينه را براي تعدي و تعرض خودشان بر ملت ايران آماده بكنند. سه مرحله يا سه تور قرار داده بودند. كه در هر كدام بيفتيم، كار ساخته و تمام است. ما به آنجا رسيديم. همكاران آمدند گفتند فلاني يك هفته است سه شبكه اصلي تلويزيوني اينجا به شدت دارد عليه شما، ملت ايران و انقلاب اسلامي تبليغ مي¬كند. تبليغات بسيار قوي، پيچيده و بسيار تند و خشن. بعضيهايش را خدمتتان بگويم.
يك مسئول امريكايي به صراحت مي¬گفت براي چه فلاني دارد به اينجا مي¬آيد. بايد او را دستگير و محاكمه كنيم. يكي ديگر مي¬آمد مي¬گفت مردم اين همان كسي است كه مي¬خواهد بمب اتم بسازد و امريكا را نابود كند. بياييد اجتماع كنيد و اجازه ندهيد كه او سخنراني بكند. يكي ديگر آنجا آمد و گفت اين رئيس دانشگاه غلط كرده كه چنين جسارتي كرده، براي چه اين را دعوت كرده؟ براي چه اين برنامه را تنظيم كرده¬اند؟
باور من اين است كه اين فضا را درست كرده بودند كه ما اين فضا را ببينيم و انصراف بدهيم. به محض اينكه مي¬گفتيم نمي¬آييم شبكه هاي جهاني صهيونيستي شروع به تبليغات مي¬كرد و آن حرفهايي كه آنها در آن جلسه زدند، تيتر يك اخبار دنيا عليه ملت ايران مي¬شد.
ما بلند شديم و به آن جلسه رفتيم، آنجا رسيديم و ديديم فضا خيلي سرد است، آنها كه دعوت كردند، بايد بيايند و استقبال كنند. ديديم فضا خيلي سرد است.
تور دوم اين بود كه وقتي آن فضا و آن حالتها را مي بينيم انصراف بدهيم و جلسه را ترك كنيم و تور سوم اين بود كه اعصابمان به هم بريزد و ديگر قادر به پاسخگويي به آن حرفهايي بي ربط نباشيم. همه چيز را هم فكر كرده بودند.
شايد براي شما جالب باشد كه بشنويد، بليطهايي كه توزيع كردند ميان عده خاصي توزيع كردند. ما آنجا رسيديم عده زيادي مراجعه كردند (ايراني و غير ايراني) و گفتند آقا ما دانشجوي اين دانشگاه هستيم به ما كارت نمي¬دهند كه داخل سالن برويم. ما طرفدار ايرانيم. جوري تنظيم كرده¬اند كه عده خاصي بتوانند كارتها را بخرند. حتي به تلفنهاي دانشگاه يك نوار ضبط شده وصل كرده بودند، آنهايي كه زنگ مي¬زدند و دنبال بليط و كارت بودند به آن نوار متصل مي¬كردند و 8 دقيقه عليه جمهوري اسلامي فحش و بد و بيراه مي¬دادند كه براي چه مي¬خواهيد بياييد. اينها چه و چه هستند.
صهيونيستها هم از اروپا نيرو آورده بودند. ديديد كه وزير رژيم صهيونيستي بلند شد و آنجا آمد براي اينكه دل صهيونيستها را قرص و محكم كند كه بيايند در صحنه بايستند و مقابله بكنند. آن قدر تبليغات كردند كه وقتي آنجا رفتيم به ما گزارش دادند 27 شبكه جهاني مستقيماً خبر را بخش مي¬كند. همه طراحيها را انجام داده بودند. اين طرف هم ما چيزي در دستمان نبود. كشوري كه آن وضع دولت و موضع گيريهاي دولتش عليه ملت ايران است؛ نهايت كينه و دشمني. ما چند نفر رفته¬ايم و هيچ چيزي هم در دستمان نيست. چه كسي مديريت كرد اين صحنه اي را كه همه هزينه اش را آنها داده بودند و 180 درجه برگرداند و بر عليه آنها تبديل كرد.
ما آنجا نشسته بوديم آن آقا آمد 27 دقيقه صحبت كرد. از كلمه اول تا آخرش توهين بود. هرچه فحش و ناسزا در دنيا بود را پيدا كرده بود و عليه ما فهرست كرده بود. بدترين كلمات را با همان هدف تنظيم كرده بود.
بگذاريد حالا حال خودم را برايتان بگويم كه آنجا چه حالي داشتم. من نشسته بودم و اين آقا كه داشت اينها را مي¬خواند، من لبخند مي¬زدم. بعداً دوستان به من گفتند شما چرا مي¬خنديديد؟ فضا آن قدر سنگين بود كه بعضي از دوستاني كه پايين نشسته بودند به من يادداشت دادند و گفتند فلاني متن سخنراني را كنار بگذار و اين فحشهايي كه اين داد را جواب بده، وقت نمي¬شود. ما متني را براي سخنراني تهيه كرده بوديم. من
مي¬خنديدم. گفتند چرا مي¬خنديديد؟ گفتم يك لحظه ياد خدا افتادم؛ ياد قدرت و حاكميت خدا و اينكه همه امور به دست خداست و اينها چه قدر بدبخت و ذليل¬اند . پيش خودم گفتم خدا جان چه سيلي¬ اي مي¬خواهي به اينها بزني كه اينها دارند اين طور جسارت و بي¬ادبي مي¬كنند.
يك ربعي مي¬گذشت ياد مولايمان حضرت ولي عصر (عج) مي¬افتادم. عرض مي¬كردم مولا جان مي¬دانم كه اين صحنه را جمع و جور مي¬كني. مي¬خواهم هنرمندي ات را ببينيم. يقين دارم كه شما نوكرتان را در وسط اين جبهه تنها نمي¬گذاريد. نمي¬شود تنها بگذاريد. اصلاً خودتان داريد مديريت مي¬كنيد. ما چگونه آمده¬ايم؟ با پاي خودمان آمديم؟ چه كسي صحنه را تنظيم كرده است ؟ يك لحظه بعد خنده¬ام مي¬گرفت كه اينها چه قدر بيچاره اند. در دلم گفتم بيا جلو. خوب داريد مي¬آييد. داريد به تيررس مي¬آييد. جلو بياييد. و ديديد كه چه شد. ما يك ريال خرج نكرديم. به شوخي به بعضي از دوستان گفتم حتي ماشينهايي كه ما را برد، ماشينهاي خودشان بود. ما خرجي نكرديم. دو ساعت وقت گذاشتيم. با ماشين و بنزين، ساختمان و بلندگوي خودشان.
ما بيرون آمديم بعضي از دوستان نگران بودند كه آقا چرا اينها را گفتيد، گفتم خيلي عالي شد. صبر كنيد. اينها در تلويزيونشان هنوز خيال مي¬كردند كه برنامه شان كار ساز شده است. آن رئيس شان آقاي بوش بلافاصله پشت تلويزيون آمد و گفت خيلي خوب شد. ما نشان داديم كه كشور آزادي هستيم. احمدي نژاد هم بايد بفهمد كه امريكا كشور خيلي بزرگي است. من به دوستان گفتم حوصله كنيد. تا دو سه ساعت بعد از اين مراسم هم داشتند همان آهنگ قبل از مراسم را اجرا مي¬كردند. يك دفعه متوجه شدند كه عجب، اوضاع دارد زير و رو مي شود. تلفنهاي سفارت و تمام آدرسهاي اينترنتي سفارت، آن جايي كه ما مستقر بوديم، همه اشغال شد. مردم خود امريكا تلفن مي¬زدند كه ما از شما عذرخواهي مي¬كنيم، ما از اينها بيزاريم. ما اينها را قبول نداريم. چه كلماتي!
عده زيادي همين الان هم دارند مي نويسند و براي من مي¬فرستند كه ما تشكر مي¬كنيم. شما ما را بيدار كرديد. اينها نمي گذاشتند ما بفهميم در دنيا چه خبر است. ادامه¬اش به كجا رسيده. همين الان شما نگاه كنيد اين كانديداهاي رياست جمهوري در امريكا، هفت هشت ماه پيش وقتي شروع كردند همه¬شان عليه جمهوري اسلامي موضع گرفتند. اما الان بعد از آن حادثه مسابقه گذاشته¬اند و از آن طرفي صحبت مي¬كنند. نه اينكه از ما خوششان آمده، البته اميدواريم اصلاح شده باشند. اما باور من اين است كه فشار افكار عمومي ملت امريكا يقه شان را گرفته.
چه كسي اين صحنه را تدبير و مديريت كرد؟ خيلي ناسپاسي است كه آدم اين صحنه ها را ببينيد و به حساب خودش و گروه و فلان شخصيت و فلان كار بگذارد. اين خيلي ناشكري و ناسپاسي است كه آدم دست تدبير مولايش را ببيند و تشكر نكند.
عزيزان، الان در دنيا خدا شاهد است هرجايي كه ما مي رويم اين دست را مي¬بينيم. دارند همه دلها را دگرگون و زير و رو مي¬كنند. شما تصويرهاي بوليوي را ديديد. يك كشور ضعيف و فقير در قلب امريكاي جنوبي. امريكاييها صد سال آنجا حاكم بودند و نفتشان را مي¬بردند و مردم در فقر كامل اند. هفت شبكه تلويزيوني دارند كه همه اش عليه ما و ملت ايران است. ما آنجا رفتيم و ديديم درياي جمعيت به خيابانها آمده. به ما چه مي¬گويند؟ دو حرف به ما زدند. اولين حرفشان اين بود كه زنده باد ايران، و حرف دومشان، آن هم مردمي كه من نمي¬خواهم وضعيت فقر را در آنجا و ظلمهايي كه به مردم آنجا شده است را تشريح كنم. به ما
مي¬گفتند فلاني محكم بايستيد ما با شماييم.
ما داريم اين دست را مي¬بينيم. اين حرف و شبيه اين حرفها را من از بوداييها، هندوها، مسيحيها و يهوديها و حتي از كساني شنيده ام كه به آنها مي¬گوييم چه ديني داريد؟ مي گويد دين چيست؟ اينها را شنيده¬ام و روزانه دارم مي¬شنوم.
عزيزان، موضوع دومي كه ما دست امام را مي بينيم، موضوع هسته اي است. به صحنه نگاه كنيد. داستانش را داريد. من نمي¬خواهم داستان را تكرار كنم. مي¬خواهم ذكر مولايمان را داشته باشم. مي¬دانيد اولين كشوري كه هسته اي شد، امريكاييها بودند. امريكاييها در نيويورك زير يك استاديوم ورزشي مخفيانه دستگاهها را راه اندازي كردند و اتمي شدند.
كشور دومي كه [هسته¬اي] شد، شوروي بود. شوروي افرادش را فرستاد و اطلاعات را از امريكاييها بيرون كشيدند و اتمي شدند. اما تحت فشار سنگين امريكا.
سومين كشور انگليس بود. انگليسيها وقتي مي¬خواستند هسته¬اي بشوند، امريكا و شوروي هر دو مخالف بودند. مدتها طول كشيد. بعد فرانسويها هسته¬اي شدند. مبارزه فرانسويها 12 سال براي هسته¬اي شدن طول كشيد و بعد هم تعهدات فراواني دادند تا بپذيرند كه اينها هسته¬اي شده¬اند.
مي¬بينيد فرانسويها مدعي پايه¬گذاري آزادي در دوران معاصرند. مي¬گويند ما آزاديم، طرفدار حق و عدالتيم. اما اين قدر از اينها تعهد گرفته¬اند كه پاي تمام جنايتهاي رژيم صهيونيستي را امضا مي¬كنند. تعهد داده¬اند. مطلقاً دولت آزادي نيستند.
بعد هم دو سه كشور بعدي كه هسته اي شدند هنوز هم اسيرند. بعضيها 20 – 30 سال است كه هسته اي شده¬اند اما رها نشده¬اند. هنوز دارند تعهد مي¬دهند باز هم رهايشان نكرده اند.
عزيزان ، به شما بگويم ملت ايران به لطف امام در عرض دو سه سال بدون اينكه تعهدي بدهد، بدون اينكه زير بار زوري برود و بدون اينكه منت هيچ قدرت طاغي و طاغوتي بر دوشش باشد، به فضل الهي امروز هسته اي شده است. همه شان پذيرفته اند، آن يكي دو تاي آخر هم مجبور خواهند شد كه به حق ملت ايران اقرار بكنند.
شما مي¬دانيد موضوع هسته¬اي سنگين¬ترين نبرد سياسي دوران معاصر كشور ماست، بلكه در سطح جهان. همه يك طرف ايستاده¬اند و ملت ايران تك و تنها يك طرف. ما خيلي مسائل و مواضع از افراد ديديم. خيلي تحليلها ديديم. روزهايي مي شد كه از زمين و زمان براي ما طرح
مي¬آوردند كه آقا شرايط ديگر خيلي بحراني است. همه راهها بن بست است. اينها حاضر نيستند با ما گفتگو هم بكنند. خطر، جنگ و تحريم است.
من خدمت دوستانمان عرض مي¬كردم نگران نباشيد، چه طور شما نگران¬ايد؟ مگر مي¬شود خدا ما را در بن بست بگذارد؟ مگر مي¬شود مولايمان رهايمان كند؟ بعد مي ديديم از يك جايي كه فكرش را
نمي¬كرديم يك دفعه باز مي شد و قبل از ما يك دستي امور را تدبير
مي¬كرد و جلو مي¬برد. والا بدانيد همه اينها مصمم بودند اجازه ندهند ملت ايران هسته اي بشود. اما الان چه؟ همه شان پذيرفته¬اند. آن يكي دو تا هم مي¬گويند آقا حالا تو را جدت تا همين جايي كه آمده¬ايد بايستيد و جلوتر نرويد. اصلش را پذيرفته¬اند. چه كسي ملت ايران را به يك عزت رساند؟
يك جمله ديگر بگويم و عرضم تمام. اينكه امروز اين قدر در دنيا عزيزيد، اينكه عشق به ولايت و اتصال به ولايت همه وجودتان را پر كرده است، اين از يك طرف لطف خدا و لطف امام است و از طرف ديگر مسئوليت و مأموريت است. مأموريت ملت ايران در اين دوران بسيار خطير و سنگين است؛ مأموريت دعوت به توحيد و عدالت و پرچمداري عدالت مأموريت پيامبران است. خودش بالاترين مأموريت الهي است. و اين بر عهده شماست. قدر خودتان را بدانيد. متصل كردن ملتها و اقوام و گروهها به اين حقيقت در اين مكان آسان¬تر و راحت¬تر است. اينجا كارها راحت انجام مي¬شود. اينجا ملائك پيوسته در ترددند. قدر خودتان را بدانيد. به خصوص روحانيون و رؤساي كاروانها. بدانيد چه مأموريت عظيمي بر دوش شماست و چه بايد بكنيم.
و جمله آخر؛ بالاخره از لوازم حج برائت است. برائت مختص به يك ساعت و يك روز نيست. روح حج برائت از فساد، ظلم و بي عدالتي است. من مي¬خواهم در حضور شما دو سه جمله بگويم. همه دنيا هم بشنود. من به صراحت اعلام مي¬كنم كه ما با اين نوع مديريت دولت امريكا و قدرتهاي بزرگ بر جهان به شدت مخالفيم و در مقابل آن با همه توان خواهيم ايستاد. كسي كه بويي از انسانيت و خداپرستي و عدالت برده باشد، محال است كه به اين وضعيت جهان رضايت بدهد. شما خيال
كرده¬ايد موحدين عالم، مؤمنان و ملت ايران بنشينند نگاه كنند، شما در دنيا راه بيفتيد، لشگركشي كنيد، صدها هزار صدها هزار انسانهاي بي گناه را بكشيد، مجروح و آواره كنيد به خاطر منافع و سلطه شيطاني خودتان و اينها سكوت بكنند؟
ما پيرو آن امامي هستيم كه يك تنه در ميدان ايستاد و زبان حالش اين بود كه هيهات من الذله.
دور هم بنشينيد براي اينكه بر كشورهاي منطقه، دنيا و دنياي اسلام مسلط بشويد، با فتنه گري و حيله گري بر قلب دنياي اسلام يك جرثومه فساد تحميل بكنيد و به دست او همه نيات شيطاني خودتان را در دنيا دنبال بكنيد؛ بعد ملت ايران و ملتهاي مسلمان و آزادگان و مؤمنان جهان بنشينند و شما را نگاه بكنند؟ اگر هم يك دوره¬اي در غفلت بودند،من
مي¬خواهم به شما بگويم آن دوره غفلت تمام شده است.
امروز روز بيداري ملتهاست. ملتها بنشينند شما هر روز ملت مظلوم فلسطين را بمباران و گلوله باران و ترور كنيد، جوانان مظلوم فلسطين، زنان و بچه¬ها را در خانه خودشان با بولدوزر زير خروارها خاك دفن كنيد، بعد ما سكوت كنيم؟
بدانيد كه چنين چيزي محال است. من به شما اعلام مي¬كنم دوران غارتگريها و زورگوييها و فساد و چپاولهاي شما به پايان رسيده است و البته من به همه شما نصيحت مي¬كنم و دعوت مي¬كنم كه به راه صلاح و خداپرستي، عدالت، راه پيامبران و راه حضرت ابراهيم خليل برگرديد. اين دعوت يك دعوت رسمي و جدي است. دعوتي است كه از عمق دلهاي مؤمنين برآمده است و انجام يك رسالت الهي است.
اميدواريم كه اين دعوت را بپذيريد و دست از لجاجت و لجبازي برداريد، اما بدانيد اگر به اين دعوت پاسخ مثبت ندهيد و اجابت نكنيد، مطمئن باشيد سرنوشت شما جز سرنوشت نمروديان و فرعونيان و چپاولگران تاريخ نخواهد بود.
ملت ايران، ملتي مؤمن، خداجو، عدالت طلب و صلح جوست و دوست همه ملتهاست. ملتي است كه همه بشريت را به برادري، عدالت و صلح بر پايه خدا پرستي دعوت مي¬كند.
اما اجازه بدهيد در پايان عرايضم تشكر كنم. امروز شعار ملت ايران شعار وحدت، انسجام و همدلي است و ملت بزرگ ايران پشت سر و همراه رهبري عزيز و عالي قدر خودش تا تحقق همه آرمانهاي الهي ايستاده است و حتي براي يك لحظه صحنه را به نفع قدرتهاي فاسد ترك نخواهد كرد.
دعوت ما دعوت به برادري و تجديد و تحكيم برادري است كه شايد يكي از جهات حضور بنده در اين كنگره عظيم تأكيد بر همين معنا باشد.
امروز روابط ما با كشور برادرمان عربستان دوستانه و برادرانه است. با جناب ملك عبدالله بارها دربارة مسئوليتهاي سنگين امروز در صيانت از حريم خداپرستي، مؤمنان و موحدان و امت اسلامي گفتگو كرديم. بناي ما بر تقويت برادريها و همدليها و همكاريهاست. همه مي¬دانيم كه نقطة اتكا و قوت دشمن در فاصله¬ها و تفرقه¬ها و جداييهاست. والا در عالم خدا قرار نداده است كه دشمنان مؤمنان بر مؤمنان غلبه كنند. راهي براي تفوق دشمنان بر مؤمنان نيست، مگر اينكه بر پايه هاي ايمان و همدلي مؤمنان خللي وارد بشود.
تشكر مي¬كنم از نماينده محترم مقام معظم رهبري حاج آقاي ري شهري و همه علما و فضلا و مسئولين سازمان حج و بعثه و همه كساني كه با يك عشق علوي و مهدوي، وقتي از اينجا مي¬روند انتظار مي¬كشند كه سال بعد بيايند و وقتي به اينجا مي¬آيند سر از پا نمي¬شناسند.
والسلام عليكم و رحمة الله
شناسه خبر: 11257
- سفرهای خارجی
, سخنراني ها
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451