- سخنراني در مراسم افتتاح بانك قرض الحسنه
پنج‌شنبه 23 آذر 1391 - 20:31
فارسی | اردو | العربية | English | Français | Español

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنراني در مراسم افتتاح بانك قرض الحسنه

بسم الله الرحمن الرحيم

شناسه خبر: 11256 - 

پنج‌شنبه 22 آذر 1386 - 14:26

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌

و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين‌ يديه‌



خدا را سپاسگزارم و بسيار خوشحال كه شاهد به ثمر رسيدن يك تلاش بسيار ارزشمند از ناحية همكاران خودم در نظام بانكي كشور، بانك مركزي و وزارت امور اقتصادي و دارايي هستم و از همة كساني كه در اين راه تلاش كردند صميمانه تشكر مي¬كنم.

مي¬خواهم دو مطلب را خدمتتان عرض كنم. مطلب اول دربارة نقش و اهميت نظام بانكي است. فكر نمي¬كنم امروز كسي پيدا بشود كه دربارة تأثير تعيين كننده و قطعي نظام بانكي در جهت¬گيريها و فعاليتهاي اقتصادي ترديد داشته باشد. امروز بانك مهم¬ترين عامل تعيين كننده در همة تحولات اقتصادي است.

جهتگيري بانك تعيين¬كنندة جهتگيري نظام اقتصادي است و رفتار بانك تعيين¬كنندة رفتار عوامل اقتصادي در جامعه است. اگر مجموعة نظام بانكي پر نشاط، هدفمند و در جهت اهداف اقتصادي نظام حركت بكند، مطمئناً با شرايطي كه به خصوص در كشور ما هست ما شاهد رشد و شكوفايي روزافزون و توسعه عدالت در سرتاسر اين سرزمين عزيز خواهيم بود. شما اين را بهتر از من مي¬دانيد. من نمي¬خواهم مثالها را بزنم و وارد بشوم. امروز اصلاً هيچ فعاليت اقتصادي بدون بانك معنا ندارد. همة فعاليتهاي اقتصادي، مستقيم و غير مستقيم مرتبط با بانك و متأثر از بانك و مقررات بانكي است. اين نكته اول.

نكته دوم تشكر از زحمات كساني است كه در طول ساليان تلاش كردند با تدوين مقررات و قانون بانكداري اسلامي و حركت براي اجراي آن در خدمت كشور، در خدمت ملت و در خدمت اقتصاد ميهن عزيزمان باشند.

اما مي¬خواهم به نكته سوم بپردازم. يك نگاهي به وضعيت بانكي ما بكنيد. بالاخره فعاليتهايي كه در يك كشور انجام مي¬شود بسيار متفاوت، متنوع و گسترده است. يك كسي مي¬خواهد تحصيل كند يا يك خانه براي خودش بسازد و در آن زندگي كند. اصلاً هم دنبال اين نيست كه اين 60 متر را بسازد، بفروشد و يك 60 متر دوم و سوم بخرد، بعد بكند 200 متر، 500 متر، و 800 متر يعني دنبال كار اقتصادي نيست. دنبال سرپناه است كه نياز اوليه زندگي است. ما با او چگونه برخورد مي¬كنيم؟ آيا تفاوتي بين رفتار ما با او و كسي كه مي¬خواهد كار عظيم اقتصادي بكند هست؟ نيست. اين در نظام بانكي منشأ اختلالات است.

هر كسي در كشور فعاليت مي¬كند هدفش سودآوري نيست. اگر هدف از سيستم بانكي ما فقط سودآوري باشد اين فرهنگ به تمام اجزاي اقتصادي كشور منتقل مي¬شود و مي¬شود همين. كسي الان فرزندش دارد تحصيل مي¬كند مي¬خواهد منابعي را به عنوان كمك هزينه داشته باشد، نمي¬تواند به راحتي به دست بياورد، چون اين براي بانكها سودي ندارد. نمي¬توانيم از او 12 يا 14 يا 16 درصد بگيريم. چون سودآوري¬اي ندارد. سهم اين جور فعاليتها در مجموعه تسهيلاتي كه مي¬دهيم به شدت كاهش پيدا مي¬كند، اگر نگاه سود آوري باشد، تمام اقداماتي را كه شايد روزي در ذهنمان ضد ارزش مي¬پنداشتيم اينها را گام به گام توجيه مي¬كنيم و جلو مي¬آييم. تا جايي كه منابعي كه مردم براي قرض¬الحسنه دادند يك مشت مقررات پشت آن مي¬نويسيم كه كسي كه مي¬آيد قرض¬الحسنه باز كند از او اجازه تام مي¬گيريم. آن را هم در فعاليتهاي سودآور مي¬بريم. خب وضعيت اقتصاد چه مي¬شود؟ اگر نگاه آحاد جامعه نسبت به يكديگر و نسبت به همه فعاليتها صرفاً سودآوري باشد، بدانيد جامعه هيچ گاه روي آرامش را به خودش نمي¬بيند و هيچ نقطه مطلوبي در انتظار ما نيست.

بگذاريد يك مقدار واضح¬تر بگويم. با نگاه سرمايه¬داري نمي¬شود يك ملت اسلامي را اداره كرد. ما بايد اينها را تغيير بدهيم. نمي¬خواهيم بگوييم كسي مقصر است؛ اينكه تقبيح كسي نيست. اين به ما به ارث رسيده بود شما هم تلاش كرديد عوض كنيد. به لحاظ نرم افزاري كارهايي شد اما اين در سخت افزار جاري نشد، سخت افزار دوباره بر نرم افزار غلبه كرد. اين را بايد تغييرش بدهيم. اين يك جمله.

جمله دوم؛ اگر بانك بخواهد همه نقشهاي اصلي را از كليد زدن يك پروژه تا به بهره¬برداري رسيدن آن دو بر عهده بگيرد ديگر مردم چه كاره¬اند؟ جايي براي مردم نمي¬ماند. بانك خودش بشود جمع كنندة منابع، خودش بشود سرمايه¬گذار، خودش بشود تسهيلات دهنده، خودش بشود ناظر و ارزياب، خودش بشود طرف معاملة كسي كه مي¬خواهد سرمايه گذاري بكند؛ اصلاً براي مردم جايي نمي¬ماند كه.

جالب است كه ما در نظام برنامه ريزي و برنامه نويسيمان شعار مي¬دهيم كه مي¬خواهيم دولت را كوچك كنيم و كار را به دست مردم بدهيم، اما تقريباً بالاي 90 درصد فعاليتها را در نهادي به نام بانك متمركز كرديم. اينكه [نمي¬شود.] بله، همة كارها بايد از بانك عبور كند اما نه اينكه همة فعاليتها متمركز در بانك باشد، اين اشتباه است. ما قوي¬ترين مديرانمان را به كار بگيريم كه بحمدلله الان مديران بانكهاي ما جزو مديران قوي كشورند، اما اين ساختار و اين روش آنها را هم مي¬بلعد. يك مدير چطور مي¬تواند بانك صدها هزار فعاليت متنوع را تا جزئياتش اندازه¬گيري كند، اصلاً نشدني است؛ يعني يك موجود عظيمي درست كرديم با چرخهاي فولادي بسيار عظيم كه همة ما را زير دست و پاي خودش خرد مي¬كند. اين را بايد اصلاحش كنيم.

نقش اصلي بانك واسطة بين كسي است كه مي¬خواهد كار كند، منابع ندارد يا منابع كم دارد با كسي كه منابع دارد؛ يعني واسطه بين اين عقود است نه يك طرف عقد. اينكه ما بياييم از همة سپرده¬گذار وكالت بگيريم مشكل را حل نمي¬كند. سپرده¬گذاري خودش بايد به يك ناظر و به يك طلبكار از كسي كه منابع او را در اختيار گرفته تبديل بشود يا طرف قرارداد بشود والّا مي¬بينيم چه اتفاقي مي¬افتد.

و اشكال بعدي، جملة سوم؛ در اين وضعيت اصلاً معلوم نمي¬شود چه كسي يك فعال اقتصادي موفق است و چه كسي موفق نيست. چطور ارزيابي مي¬كند. بالاخره ما وام را مي¬دهيم مي¬گوييم بايد 16 درصد به ما بدهي ديگر؛ 12 درصد به ما بدهي، خب جامعه از كجا مي¬فهمد اين آقا موفق است كه بعداً برود پول بيشتري به او بدهد. نمي¬شود يك نهادي مثل بانك از همة مردم نمايندگي بگيرد و به نمايندگي از مردم وارد فعاليتهاي اقتصادي بشود. اين نظام ماركسيستي و كمونيستي است ديگر. پس كار دست مردم چيست؟ بهترين حالت اين است كه هر كس بخواهد سرمايه¬گذاري بكند اعلام كند. همين الان ديديد گفتند ما

مي¬خواهيم پتروشيمي بسازيم، مردم آمدند پول ريختند، خب بيايند پول بدهند. آقا ما مي¬خواهيم در ممسني پتروشيمي بسازيم، مردم بياييد پول بدهيد. هر كس بيايد در اين امر مشاركت بكند و با هر كسي قراردادي مشخص بسته شود و او هم برود طلبكاري و نظارت كند و عقود اسلامي جاري بشود. اگر اين پتروشيمي سود كرد توزيع كند. اگر ضرر كرد خب همه ضرر مي¬كنند و اگر موفق بود مردم به او در پروژه¬هاي بعدي اعتماد مي¬كنند. اگر موفق نبود كسي نبايد پولش را در اختيار يك كسي كه موفق نيست بگذارد.

اما همين الان چقدر بار آدمهاي ناموفق اقتصادي روي دوش شما بانكيهاست و شما واسطه انتقال اين بار به مردم هستيد. چون منابع مردم دست شماست. ناموفق است، آقا نبايد به اين منابع داد. اما آمده به دلايل گوناگون حتي با فشار دولت اين منابع مردم را از دست شما بيرون كشيده است، اين ظلم و خلاف عدالت است كه يك كسي توانمنديهاي مديريتي يك بنگاه اقتصادي در تراز مثلاً گردش صد ميليارد تومان را ندارد، با زور دولت يا با ارتباطاتي كه دارد بيايد از منابعي كه مال مردم است استفاده كند و ضرر آن به بقيه منتقل شود. حالا ممكن است كسي بگويد ما ضرر نمي¬كنيم و پولمان را مي¬گيريم. چطور ضرر نمي¬كند، پس اين همه

معوقه¬ها چيست؟ اينها ضرر مردم است ديگر. اينكه منابع ملي رفته آنجا راكد شده به ضرر ملي است. منتها ما اينها را حساب نمي¬كنيم كه چقدر از جيب مردم و چقدر از جيب كشور دارد مي¬رود.

ما امروز نيازمند يك تحول در نظام بانكي¬مان هستيم كه همه بايد دست به دست هم بدهيم انجام بدهيم. شما قريب به اتفاقتان، همه¬تان نيروهاي انقلاب¬ايد. انقلاب شد كه روشهايمان با انقلاب در كشور جاري بشود. اصلاً دستورات اسلام تنها راه سعادت است. سعادت دنيا و آخرت است؛ يعني اگر رشد واقعي اقتصادي مي¬خواهيم بايد دستورات اسلام را پياده كنيم. اگر شكوفايي استعدادها مي¬خواهيم بايد دستورات اسلام را پياده كنيم. اينها براي ما و به نفع ماست. در همة دستورات نفع و حيات است. بالاترين دستورات اسلام كه اينهايي كه نمي¬فهمند، مي¬گويند خشن است، قصاص است ديگر. تازه خداي متعال، خدايي كه انسان را آفريده است مي¬گويد و لكم في القصاص حياتٌ يا اولي الاالباب .

حالا بياييد تا پايين¬تر دستورات اقتصادي اسلام كه براي زندگي جاري ماست. چرا بايد اينقدر در جامعه نگراني باشد. چرا بايد اين¬قدر فاصله طبقاتي باشد. چرا خداي نكرده آلودگي در سيستمهاي اداري ما باشد. خب اين كه دستورات اسلاممان است. بايد تحول درست كنيم. به نظر من بايد ما تأمين نيازهاي ضروري مردم را از كار اقتصادي و سرمايه¬گذاري تفكيك كنيم. اين يك تفكيك اصلي در سيستم بانكي است.

همانهايي كه آقاي دكتر دانش شمردند يك كسي مي¬خواهد تحصيل كند، مريضي دارد، مي¬خواهد ازدواج بكند يا حداقل مسكن مي¬خواهد تهيه كند، خب اين ديگر نبايد در فرمولهاي سرمايه¬گذاري برود محاسبه بشود.

دومين اتفاقي كه بايد بيفتد اين است كه مجموعة بانكهاي ما به واسطه تبديل بشوند. حق واسطه¬گري خودشان را بگيرند. پول كم مي¬آورند؟ خدماتي كه مي¬دهند هزينه¬اش را بگيرند. چرا ما خدمات مفت بدهيم بعد بارش را روي 70 ميليون جمعيت خالي كنيم. هفتاد ميليون جمعيت كه همه از بانكها خدمات بانكي نمي¬گيرند يا به يك اندازه خدمات بانكي نمي¬گيرند. ما هزينه خدمات بانكي را روي 70 ميليون جمعيت توزيع مي¬كنيم. اين ظلم است. مثل اينكه مثلاً يك نفر 500 هزار تومان با اين تلفن سيارش حرف مي¬زند مخابرات از او هم دو تومان بگيرد از آن كسي هم كه هيچ حرفي نمي¬زند دو تومان بگيرد. خب اين چه كاري است؟ هزينه را روي هفتاد ميليون سرشكن كند، هر كس از خدمات بانكي استفاده مي¬كند هزينه¬اش را بدهد و بانك هم هزينه خدماتش را بگيرد، بانكها با هم رقابت هم بكنند.

اينجا بايد يك اشاره¬اي بكنم. من در كلمات بعضي از استانداران عزيز ديدم. اين نيست كه قرض¬الحسنه يك صندوق خيريه¬اي است براي آنهايي كه در راه مانده¬اند و مستضعف هستند، نه خير، يك منش اقتصادي است. يك نظام اقتصادي است. يك راه است. نه اينكه بگوييم اين فقط براي فقير فقراست. نه¬خير. چه كسي مي¬گويد فقط براي فقير فقيرست؟ اتفاقاً در فرهنگ ما و هم در تمايلات مردم ما قرض¬الحسنه خيلي جايگاه والايي دارد. والله در اين سي چهل سال اخير ما كه مدير بوديم يا آنهايي كه در بانك در دولت مدير بودند، آمديم مردم را از قرض¬الحسنه جدا كرديم، بخشي از آنها را بردند در همين كارهاي پول¬درآور. همين الان بيش از چهل، چهل و چهار پنج درصد منابع شما منابع قرض¬الحسنه است. مردم پول را مي¬گذارند هيچ چيزي هم از شما نمي¬خواهند. الان مردم عادي غير از يك عده كاسب¬نما و تاجرنما كه فقط فكر پول هستند، اكثر مردم به هم پول مي¬دهند قرض¬الحسنه مي¬دهند ديگر. دستي مي¬دهند دستي مي¬گيرند هيچي هم روي آن نمي¬كشند. مگر اين چيز بدي است كه ما مي¬خواهيم اين را عوض كنيم. مگر چيز بدي بود كه عوضش كرديم. چرا ما خيال مي¬كنيم هر كس هر كاري مي¬كند بايد مستقيم سود مادي داشته باشد. خب هركسي مي¬خواهد كار اقتصادي بكند مي¬رود سرمايه¬گذاري مي¬كند، آقا بنده نياز پيدا كردم آقاي دكتر داوودي مثلاً مي¬دهد بعداً ايشان نياز پيدا كند من به او مي¬دهم.

حالا يك جامعه¬اي 70 ميليون نفر شده است ممكن است ما همديگر را دير پيدا كنيم يا بنده از آقاي داوودي يك قرض بخواهم آن مقداري كه من مي¬خواهم نداشته باشد، خب يك بانك درست مي¬شود روابط را در سراسر كشور بين مردم تنظيم مي¬كند. يك سيستم زندگي كردن است. يك مدل زندگي متعالي است كه يك سر آن وصل به آسمان است كه براي خدا قرض مي¬دهيد. از آن منافعش براي خدا مي¬گذرد. اين است كه جامعه را به هم متصل مي¬كند، دلها را نزديك مي¬كند. اعتلاي روحي به جامعه مي¬دهد. اين نيست كه فقط براي يك عده درمانده و فقير ما مي¬خواهيم يك ترحمي بكنيم، نه¬خير. يك نظام زندگي متعالي است. اين را فكر نكنيد چيز [بي¬اهميتي است.]

بنابراين كاري كه شما در تأسيس بانك قرض¬الحسنه كرديد شايد يك گام بسيار مهم در تحولات بانكي و در تنظيم جديد مناسبات اقتصادي باشد. ارزش اينها را كم نگيريد. كار بسيار بزرگي را شروع كرديد، محكم هم پشت آن بايستيد. هم آقاي وزير بايستند هم آقاي پورمحمدي كه خيلي زحمت كشيدند، هم آقاي مصطفي¬پور كه مدير عامل¬اند، بقية مديران عامل بانكها، نمايندگان محترم مجلس، بانك خصوصي- دولتي؛ پشتش بايستيم، محكم و تقويتش كنيم، مردم عزيز هم همين¬طور. اين روحيه مردم ماست. اينجا محل امني است قرض¬الحسنه¬ها را منتقل كنيد. اين را هم به شما عرض مي¬كنم قرار ما با بانكهاي محترم اين بود كه تا پايان سال قرض¬الحسنه¬ها را به اينجا منتقل كنيد. برويد آن كار واسطه بين صاحبان منابع و صاحبان توان كار، آن نقش را زنده و ايفا كنيد.

در اين كاري كه انجام شد، همبستگي بسيار خوبي از وزارت اقتصاد، بانك مركزي، مديران بانكهاي دولتي و خصوصي به نمايش درآمد. اين را ما مبارك مي¬دانيم. اين قدم مباركي است. من فكر مي¬كنم با اين همبستگي ما هم مي¬توانيم تحولات اساسي را در سيستم و رفتار بانكيمان ان¬شاءالله ايجاد كنيم. من اين را مقدمه و گام اول در تحول نظام بانكي و ارائه يك خدمت برجسته و مكتبي از ناحيه نظام بانكي جمهوري اسلامي به ملت عزيز مي¬دانم.

البته ملت عزيز هم خوب مي¬دانند. ان شاءالله به اين مجموعه كمك خواهند كرد. اين مجموعه هم بايد بالاترين و والاترين خدمات را ارائه كند. شايد انتظار نداريم و ملت هم انتظار ندارند كه همان روز اول همة نيازهاي تعريف شده را اين بانك بتواند تأمين كند، اما اميدواريم با منابعي كه مردم به اين بانك مي¬آورند به سرعت بتواند به آن نقطه مطلوبش برسد.

مي¬خواهم اينجا يك اشاره¬اي هم داشته باشم. نمي¬خواهم آن چيزي را كه آقاي دانش گفتند نفي كنم، اما مي¬خواهم بگويم كه اجازه بدهيد پاي اين بانك به دايره كارهاي سرمايه¬گذاري و مشاركت باز نشود، چون آنجا يك محيط پيچيده- نمي¬خواهم بگويم آلوده- است، بالاخره مثل يك جايي است كه ذغال و منقل و دوست بد آنجا هست، كسي اگر پايش يكي دو روز باز شود بالاخره آلوده مي¬شود.

بالاخره كسي وارد كار بشود يعني به محض اينكه اتصال برقرار شد آن¬قدر آنجا قوي و پرجاذبه است كه سيستم او را مي¬كشد و با خودش مي¬برد. واقعاً مي¬كشد مي¬برد. الان مي¬گوييم پنج درصد. مگر اين وضعي را كه الان داريم آن موقعي كه اين قانون نظام بانكي جديد نوشته شد اصلاً كسي دنبال اينها بود. نه، ولي اين ريل يك ريلي است كه ما را به آنجا مي¬رساند. اصلاً سوزن را عوض نكنيد. اصلاً نگذاريد در آن ريل بيفتد. اگر هم مقرراتي داريد اصلاح كنيد. از همين الان آقاي مصطفي پور و همكارانشان در سراسر كشور بايد بدانند كه [بانك] خدمات مي¬دهد هزينه¬اش را مي¬گيرد، قرض¬الحسنه مي¬دهد. هزينه¬هايش را هم همين مقدار تنظيم كند و ببندد. دليلي ندارد برود در بهترين جاهاي شهر شعبه قرض¬الحسنه بزند. براي چه؟ چرا؟ الان ايشان مي¬تواند اعلام كند هرجاي ايران هر مسجدي به ما دو تا اطاق داد ما يك شعبه قرض¬الحسنه آنجا مي¬زنيم. هر مسجدي اگر كارمندانش را به ما داد زودتر مي¬زنيم. مي¬دهند. الان ما اين همه قرض¬الحسنه¬هايي داريم كه هيچ سودي نمي¬گيرند. هزينه كاركنانشان را از كجا در مي¬آورند. همان متدينين محل خودشان مي¬دهند ديگر.

زماني كه من 13- 14 ساله بودم، در محل ما در 23 ماه مبارك رمضان آمدند گفتند آقا مي¬خواهيم قرض¬الحسنه درست كنيم به نام مبارك امام جعفر صادق (ع)، الان 35- 36 سال است قرض¬الحسنه مي¬دهد، نيم درصد هم نمي¬گيرد. هزينه¬هايش را از كجا مي¬آورد؟ همان مردم محل و خود مسجد مي¬دهد. ما نمي¬خواهيم بگوييم اين¬طوري. شما مي¬گوييد آقا كارمندان امين بيايند آموزش بدهند يك دفعه تعداد شعب شما در كشور چند هزار مي¬شود. هزينه¬هاي ساختمان و اينهايش را هم نمي¬خواهد بدهيد، يعني خود مردم مي¬آيند منابع مي¬گذارند دم دستشان هم هست. به دست مردم برسانيد.

من نمي¬خواهم بيش از اين زحمت بدهم. ان شاءالله آن كار گروه دومي كه بايد اصلاحات بنيادين در نظام بانكي درست كند هم زودتر حاصل كارهايشان را بدهند، آقايان استانداران، ائمه محترم جمعه، علما و رسانه¬ها اهميت اين كار را براي مردم معرفي بكنند. همين دو سالي كه

قرض¬الحسنه ازدواج تسهيل شده است ما جهشي در تعداد ازدواجها داريم. بركت دارد. ببينيد اجراي دستورات الهي يعني هماهنگ شدن با همة نظام آفرينش. آن وقت همة نيرويها به كمك مي¬آيند. كار بركت پيدا مي¬كند. يك موقعي مي¬بينيد جوان با ده ميليون هم نمي¬توانست ازدواجش را سر و سامان بدهد، حالا شما دو ميليون كه به او مي¬دهي كارها راه مي¬افتد، جلو مي¬رود و بركت مي¬كند.

ان شاءالله همه ياري كنند، همه كمك بكنند، برنامة معرفي اين كار را قطع نكنيد؛ آقاي پورمحمدي عزيز، آقاي دانش عزيز، آقاي مصطفوي. اين كار دائمي باشد. نمايندگان عزيز مجلس، علما، ائمه محترم جمعه در سراسر كشور بالاخره اين چيزي است كه ديگر مو لاي درزش نمي¬رود و صد در صد منطبق بر اقدام است. يك توصيه كوچك هم عرض كنم. بالاخره اين يك امكان است. خواهش من اين است كه از همين امروز مقررات را جوري تنظيم بكنيد كه در پرداخت تسهيلات هيچ تبعيضي اتفاق نيفتد. اين ديگر هنر و تخصص شماهاست. مجدداً از همة شما، از همة همكارانم در سيستم بانكي و همة عزيزاني كه از اين طريق هم در خدمت ملت بزرگ ايران و آرمانهاي انقلاب خواهند بود تشكر مي¬كنم..



والسلام و عليكم و رحمة الله و بركاته


شناسه خبر: 11256  

- سخنراني ها