
سخنراني در ديدار با دانشجويان شاهد و ايثارگر ايلام
بسم الله الرحمن الرحيم
شناسه خبر: 11255 -
پنجشنبه 15 آذر 1386 - 09:51
اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه
و انصاره والمستشهدين بين يديه
خداي را شکر مي¬کنم فرصت ديدار با شما را عنايت کرد. البته من خيلي علاقه¬مند بودم که به دانشگاه بيايم و با کل دانشجويان ملاقات کنم. منتها به خاطر فشردگي سفر و کارهاي سنگيني که در سفر بر عهدة خود من گذاشته شده بود اين توفيق از من سلب شد، البته بناي دوستان هم اين بود که در دور دوم سفر استانهايي به دانشگاههايي که در دور اول رفته¬ايم ديگر نرويم، به دانشگاههايي که نرفته¬ايم برويم. تقريباً ما به دانشگاههاي 15 استان رفته¬ايم و به دانشگاههاي 15 استان نرفته¬ايم. ايلام هم جزء دانشگاههايي است که قبلاً آمده¬ايم و جمعه صبح بود که آنجا آمديم.
حالا خدا ما را به طور کامل محروم نکرد. به سبب آقاي ولي¬زاده که باعث خير شدند، با شما فرزندان شاهد و ايثارگر که گل دانشجويان کشور هستيد، خدا عنايت کرد که اين ملاقات انجام بشود.
من دو سه مطلب را خدمتتان عرض مي¬کنم. از صحبتهاي دوستان استفاده کردم. در اين صحبتها البته انتظاراتي هم از شما هست.
خودتان مي¬دانيد که نقش شما بچه¬هاي شاهد و ايثارگر هم در دانشگاه و هم در جامعه نقش ويژه¬اي است. مسئوليت هم مسئوليت ويژه¬اي است. با ديگران فرق مي¬کند. بالاخره کسي که پاي يک آرماني و اتفاقي سرمايه¬گذاري و هزينه کرده، با کسي که چنين کاري نکرده با هم متفاوت¬اند. البته راه براي کمال انسانها بسته نيست و سقف کمال هم محدود نيست، اما بالاخره در اين مسير به طور طبيعي آنهايي که بيشتر سرمايه¬گذاري مي¬کنند بيشتر دلشان مي¬سوزد و مسئوليتشان هم سنگين¬تر است. به¬خصوص شما که در دانشگاه هستيد. مسئوليتها در دانشگاه باز سنگين¬تر است. من هم آن دو سه نکته را خدمتتان بگويم.
يادتان باشد حقيقت زندگي و زندگي حقيقي آن مجاهدتي است که انسان براي تحقق آرمانها انجام مي¬دهد. همان که نامش را تکليف مي¬گذاريم. آن تلاشي که آدم براي اجراي دستورات الهي و امام مي¬کند، اصل زندگي همين تلاش است. معنايش اين نيست که لزوماً ما به هر چيزي که مي¬خواهيم مي¬رسيم، البته در عالم حقيقت مي¬رسيم. ممکن است در ظاهر نرسيم. من امروز صبح مثالي را براي علما زدم. شما شنيديد که کسي بعد از جنگ صفين خدمت اميرالمؤمنين علي (ع) آمد و عرض کرد که برادرم خيلي دوست داشت که در اين جنگ در کنار شما باشد و در راه شما مجاهدت کند. امام فرمودند که او همراه ما بود و جنگيد. مي¬خواهم به شما بگويم که هميشه تحقق خواسته¬ها و آرمانهاي ما يا انجام تکليف ما معنايش تجسم فيزيکي نيست. البته ما در انتظار روزي هستيم که همة آرزوهايمان تجسم فيزيکي هم پيدا بکند. يعني دنيايي برپا بشود که همة زيباييها در آن دنيا موج بزند. عدالت، پاکي، دوستي، صلح و صفا و همة خوبيها بيايد و ما به عينه آن را ببينيم. اين حتماً اتفاق خواهد افتاد.
من خدمت علما گفتم که بعضيها مي¬گويند او چون نيتش خوب بوده گفته¬اند ثوابش را مي¬دهيم؛ نه خير. امام فرمودند او همراه ما بود. نفرمودند که ثواب همراهي ما را برد. گفتند همراه ما بود، يعني شما اگر براي خدا حرکتي را انجام بدهيد در عالم هستي آن اتفاق مي¬افتد ولو ما الان نبينيم. اما اثرش در عالم هستي هست. اين يک نکته.
نکتة دوم اين که دوستان خوب من، پيگيري آرمانها يک امر مستمر است. انقلابي بودن يک کار مستمر است. براي يک دورة خاص، يک سال و دو سال، يک روز و در يک صحنه و در يک اتفاق نيست، هميشگي است و بدانيد تا روزي که آن دوران پرشکوه نيايد ما هميشه از اين غم و غصه¬ها داريم. البته ما دلمان مي¬خواهد که هر چه زودتر تمام اين نابسامانيها بسامان بشود و هيچ مشکلي نباشد. براي همين داريم تلاش مي¬کنيم. اميد هم داريم که بشود. اصلاً با اين اميد داريم تلاش مي¬کنيم. اما اگر نشد، اولاً مأيوس نمي¬شويم، در ثاني حرکتمان را کند نمي¬کنيم بلکه شتابش را بيشتر مي¬کنيم و ثالثاً مي¬دانيم که در عالم حقيقت دارد مي¬شود و يک روزي متجلي مي¬شود. دارد اتفاقات در عالم مي¬افتد.
و بعد يک سفارش به شما بکنم. شما ضمن اينکه بايد اين روحية انقلابي را حفظ کنيد بايد هميشه با چشمان بيدار و باز مواظب باشيد. براي اينکه انقلاب حرکت کردن روي يک تيغ تيز است يعني يک مرز بسيار دقيق است. يک مقدار اين طرف يا آن طرف بيفتد ديگر انقلاب نيست. ممکن است خيلي چيزهاي ديگر باشد. گر چه من معتقدم هيچ چيز نيست و يک سرگرمي و وهم است. اما ديگر انقلاب، انجام تکليف و در مسير بودن نيست. گر چه بايد هميشه هوشيار باشيم، از خيلي اتفاقات دلسرد نشويم، پيگيري کنيم و دادمان را بزنيم، اما برايمان خيلي بزرگ جلوه نکند. براي امثال ما پيش بردن اين آرمانها کار سختي است.
شما ببينيد اميرالمؤمنين علي (ع) که امام همة هستي است، انسان کامل، همة خوبيها در اميرالمؤمنين در اوج است. خليفة الله است. امام مبين است. معيار سنجش در روز آخر است. يعني همه چيز با امام سنجيده مي¬شود. اما ببينيد چه جوري و با چه مشکلاتي دست به گريبان است. نمي¬خواهم اين را براي توجيه بگويم. مي¬خواهم بگويم خيلي از اين مشکلات را که مي¬بينيد ياد امام بيفتيد و ياد امام عصر بيفتيد. چه قدر آدم هست دائم امام زمان امام زمان مي¬گويد: حتي يا ليتني کنت معک اما وقتي خوب به اعمالشان نگاه مي¬کنيد مي¬بينيد اگر در آن روز بود، آن طرف بود. خدا به او لطف کرده که او را در روز عاشورا قرار نداده، والا آن طرف مي¬ايستاد.
نکتة بعد اينکه بدانيد حرکت درست با موانع و مشکلات فراوان و آدمهاي گوناگون رو به روست. الان ما داريم آدمي که کثافت¬کاريهاي آدمهاي مشهور به فساد را تحمل مي¬کند، اما يک اشتباه کوچک يا توهم اشتباه از اين دولت را تحمل نمي¬کند و فرياد مي¬زند. آدم داريم در يک دولتي بوده که سه ساعت هم از آن دولت انتقاد مي¬کرد، اما در آنجا مسئول مي¬شد و تمام اوامر را مو به مو اجرا مي¬کرد، اما به اين دولت که آمده براي خودش تحليل مي¬کند. علتش هم روشن است. شما اگر در مسير صحيح حرکت کنيد، آدمها با شما آزمايش مي¬شوند. خواه ناخواه آن چيزي که در دلشان هست، بيرون مي¬ريزد و خودشان را نشان مي¬دهند و همة اينها خواهد گذشت.
نکتة بعد اينکه برپايي حکومت صالحان نيازمند انسانهاي صالح است. بايد خودتان را بسازيد. اگر ما صد تا آدم به درد بخور هماهنگ پيوستة کاربلد داشتيم، بدانيد در همين دو سال واشنگتن را هم گرفته بوديم. اتفاق مي¬افتد. سخت نيست. ببينيد همين چهار پنج بچة مخلص که دور هم جمع شدند دنيا را الان به زلزله واداشته¬اند. براي اينکه وقتي وارد خط شد ديگر همة عالم پشتيبان آدم است. ديگر اختيار دست صاحب هستي و امام
مي¬افتد. اختيار که به دست امام افتاد ديگر اصلاً همه چيز به هم مي¬ريزد. مي¬شود اقتصاد و فرهنگ را زير و رو کرد و منطقه را به هم ريخت. به هم ريخت يعني اصلاح کرد. واقعاً مي¬شود امريکا را هم متلاشي کرد. اما خودتان را بسازيد، آدم مي¬خواهد.
اين حزبهايي که الان در کشور هستند، اينها نگاهشان حزبي است. مي¬بينيد مي¬آيند آدم حزب خودشان را سر کار مي¬گذارند. مهم نيست اين چه کار بکند. از او دفاع هم مي¬کنند. ديديم ديگر. حزبي سر کار بودند، همين جا دفعة اول که ما آمديم رويشان نشد اين اطاقها را به ما نشان بدهند. خود آقاي استاندار مي¬گفت. مي¬گفت استاندار قبلي گفت فلاني را به اين اطاقهايي که ما اين قدر خرج کرده¬ايم نبريم. حالا ما امروز صبح به يک محلة محروم در ايلام رفتيم. چه قدر آدم در همين ايلام هست که به مختصر و جزئي نيازمند است. چه قدر هست؟ خب آنها سياسي بودند و همين طوري مي¬آيند و کاري به صلاحيتهاي افراد ندارند. براي اينکه نمي¬خواستند در کشور کاري بکنند، فقط مي¬خواستند حاکم باشند. اما شما وقتي مي¬خواهيد کاري را انجام بدهيد، نيازمند آدمهاي ساخته شده هستيد. حالا الان که الحمدلله خيلي خوب و دوران عزت است.
من وقتي بعضي ناجوانمرديها را مي¬بينم ياد ائمه مي¬افتم. امام صادق (ع) برود و نشان بدهد و بگويد مثلاً اگر من به اندازة اين بزها، يار حقيقي داشتم، دنيا را مي¬گرفتم. شمردند و ديدند 17 تاست. معلوم است که کم گير مي¬آيد. حالا کم گير مي¬آيد، يعني چه؟ رها کنيم. نه¬خير بايد بسازيم. شما بايد بسازيد. بايد اين قدر بسازيد که بالاخره اگر فردا امام عصر فرمودند آقا صد تا، پانصد تا و دوهزار تا و صد هزار تا، باشد. حالا تازه آدم چقدر غصة امام عصر را مي¬خورد. اين همه مدعي مسلماني و شيعه، مردم عادي را نمي¬گويم. مردم عادي خوب هستند، يعني بدانيد توده¬هاي مردم در مقابل حق مقاومت نمي¬کنند.
مي¬بينيد ديگر الان چه جوري است. چه قدر جالب است. آقاي ثمره امروز مي¬گفت. اين ماجرايي که پيش آمد، اين اطلاعاتي که امريکاييها رو کردند، اين سند پيروزي ملت ما بود. اين يعني ملت ايران در هسته¬اي پيروز شد. ايشان به من مي¬گفت ما به شهرهاي استان رفتيم، مردم به هم و به ما تبريک مي¬گفتند. برداشتشان همين حقيقت بود. اما مدعيها را ببينيد يا آنهايي که خودشان را کسي مي¬دانند، شروع مي¬کنند به تحليل کردن که بله ممکن است اين باشد.
آدمهاي ساخته شدة توانمند لازم است که بتواند صحنه را مديريت بکند و کشور و انقلاب را اداره بکند و بار اصلي اين روي دوش شماست. خودتان را بسازيد. نمي¬خواهم بگويم نگران اوضاع نباشيد، باشيد. اما نگراني اصليتان اين باشد که خودتان را به کجا مي¬رسانيد و دوست و برادر و خواهر و نزديکان خودتان را به آن نقطة مطلوب مي¬رسانيد يا نه؟ نگراني اصلي¬تان آن باشد.
و نکتة آخر اينکه بدانيد به فضل الهي ما به سمت قله در حال حرکتيم و با سرعت هم داريم مي¬رويم. اينها که بالاخره دارند آزمايش مي¬شوند. البته معنايش اين نيست که ما اينها را کنار بگذاريم و فردا چهار تا آدم بهتر بياوريم و ... نه، آدم بهتر بايد ساخته بشود و بيايد و آهسته آهسته شما به دور بياييد. اما همة اينهايي که مي¬بينيد در اين دوره آزمايش شدند و بد آزمايش پس دادند، اينها همه¬شان رفتني هستند مگر اينکه توبه کنند. همه¬شان رفتني هستند، يعني از گردونه حذف مي¬شوند. حتي اگر در مقطع کوتاهي هم فرصت جولان مجددي پيدا کنند، حذف مي¬شوند. براي من که خيلي عيني است. اينکه امريکا دارد نابود مي¬شود، براي من مثل روز روشن است. براي شما هم روشن است. اصلاً همين طوري دارد پايين مي¬آيد. مثل هواپيمايي که معلق شده و دارد با مغز به زمين مي¬خورد و ان¬شاءالله خواهد خورد و اين به فضل الهي زود اتفاق مي¬افتد. اينها هم همين طورند. مي¬روند. شرطش اين است که ما محکم باشيم و هر جا هستيم از حق دفاع کنيم و دست به دست هم بدهيم و به فکر انجام مأموريتهاي الهي باشيم و خودمان را بسازيم. حالا بالاخره ما سنگر را نگه مي¬داريم تا شما برسيد که ان¬شاءالله برايتان نگه مي¬دارند، ما اين وسط کاره¬اي نيستيم، ما داريم مي¬بينيم که نگه مي¬دارند.
بگذاريد جمله آخر را [بگويم] حالا اين اخبار و اطلاعاتتان را هم بدهيد. داريم دنبال مي¬کنيم. بدانيد اگر يک جايي جا به جا نمي¬شود يا نمي¬شود، يعني هزار تا مانع درست مي¬کنند يا در آن مقطع به مصلحت نيست . ممکن است اتفاقهاي بزرگ¬تري بيفتد و بدتر بشود. فقط به اين توجه داشته باشيد و کارتان را انجام بدهيد، اطلاعاتتان را بدهيد، پيگيريهايتان را بکنيد.
اما اجازه بدهيد نکتة آخرم را به شما بگويم. اگر مي¬خواهيد بانشاط باشيد و هيچ¬وقت مأيوس نشويد و دلهايتان روشن باشد، استعدادهايتان شکوفا شود، آن چيزي که مي¬خواهيد اتفاق بيفتد، کليد، دستگيره، راه و راهنمايش همه امام عصر است. اصلاً همة عالم امام عصر است. در عالم حقيقتي جز امام عصر وجود ندارد. خليفة الله است. خليفة الله يعني مديريت عالم به اذن خدا دست امام است. مقداري روي اين کلمات فکر کنيم. يعني همه چيز دست امام است، همه¬ چيز. مي¬خواهم به شما بگويم امام اين قدر قشنگ امامت مي¬کند و دارد دنيا را اداره مي¬کند. خيلي قشنگ.
صبح به آقايان علما گفتم اگر ما يک ميليارد دلار هزينه مي¬کرديم همة متخصصين جامعه¬شناسي، روان¬شناسي، سياسي و برنامه¬ريزي را جمع مي¬کرديم که يک ضربه¬اي به اندازة دانشگاه کلمبيا به نظام استکبار وارد کند، نمي¬توانستيم. اصلاً نمي¬توانستيم. ببينيد چه طوري به دست خودشان [ضربه زدند.] حالا وقت نيست که من جزئيات را برايتان بگويم که ماجرا چه پيچيدگيهايي داشت. ما هيچ خرجي نکرديم. اصلاً هيچ خرجي نکرديم. فقط دو ساعت وقت گذاشتيم. همة خرجها را خودشان کردند. با پول امريکاييها، واقعاً انفجار بود. حالا آثارش مي¬آيد. چه بسا اين بيانيه¬اي که دستگاههاي اطلاعاتي امريکا ديروز دادند از آثار همان باشد. يعني امريکا اصلاً آن جوري شد. شما نمي¬دانيد ما چه صحنه¬هايي مي¬ديديم. کارمندها، نيروها و هر کس که بود، حتي نيروهاي امنيتي مي¬گفتند ما با شماييم. اعلام موضع مي¬کردند و مي¬آمدند و مي¬گفتند ما با شماييم. يعني همراه آرمانهاي شما هستيم. من چه قدر آدم مسيحي، بودايي، هندو و بي¬دين ديدم که گفته ما با شماييم و ضد آنهاييم و آنها را قبول نداريم. يعني دنيا به سرعت وارد به سمتي مي¬شود که همه انتخاب کنند. يعني به جايي برسند که بگويند ما اين را مي¬خواهيم! بايد هم به آنجا برسد. تحميلي نيست. ولي مديريت مي¬شود. انسانها رشد کنند و به جايي برسند که بگويند ما اين را مي¬خواهيم و آن گمشدة ما اين است. آن موقع است که آن اتفاق بزرگ خواهد افتاد.
من به شما بگويم موج اينکه اين را مي¬خواهيم در دنيا خيلي سريع دارد جلو مي¬رود. همين که مردم دنيا بتوانند بين انقلاب اسلامي و آرمانهاي انقلاب و بقيه فرق قائل بشوند. خيلي اتفاق مهمي است. صدها رسانه دارند 24 ساعته عليه انقلاب فعاليت مي¬کند اما دارد جلو مي¬رود. بدانيد که اگر در مسير خدا قدم برداريد، خدا يار شماست، دستتان را مي¬گيرد، دلهايتان را روشن مي¬کند. به شما تدبير مي¬دهد و تدبيرتان را کارساز مي¬کند. بن¬بست و غصه¬اي نداريد و دچار سقوط و انحراف نمي¬شويد. هم دورة دانشجويي بهترين فرصت است. يعني فرصتي که ديگر نمي¬آيد. ما با آقاي ثمره و آقاي محصولي در دورة دانشگاه با هم بوديم. الان بعضي وقتها صحنه¬ها را که مي¬بينيم خاطرات برايمان تجديد و تکرار مي¬شود. هيچ دوراني در زندگي ما به شيريني آن موقع نيست. يعني فرصتي به خوبي آن موقع در اختيار ما نبوده. ديگر گذشت. هر چه هم جلوتر مي¬رويم کار سخت¬تر مي¬شود. يعني اصلاً بسته¬تر مي¬شود. فرصت خيلي مهمي در اختيار شماست. ان¬شاءالله استفاده کنيد. بايد شما در محيط خودتان نور بپاشيد. نور بپاشيد چون به منبع نور وصل¬ايد، حرکات، رفتار و گفتار شما و اصلاً دل شما چيز ديگري مي¬فهمد و زبان شما چيز ديگري مي¬گويد. خودتان هم ممکن است خيلي وقتها تعجب کنيد و بگوييد چطور اين به ذهن من آمد، من هميشه راجع به اين موضوع حرف مي¬زدم و از اين مطالب به ذهنم نمي¬آمد. قدر بدانيد. ان¬شاءالله آينده روشن متعلق به شماست و آن را خواهيد ديد. پدران و برادران شما کساني بودند که در پيش قراولي اين حرکت اين پردة سياه شب را پاره کردند و راه را باز کردند. نقش شهداي ما و امام نقشي کليدي بود. يعني حق عظيمي بر گردن بشريت دارند و البته آنها همه نوکر و پيرو امام عصر (عج) بودند و در پرتو نور و هدايت و دستگيري امام حرکت کردند. اصلاً نمي¬شود که امام به کسي نظر نداشته باشد و او شهيد بشود. چه جوري مي¬خواهد شهيد بشود؟ اصلاً ديگر شهادت معنا ندارد. عرضم طولاني شد. ...
عزيز باشيد.
شناسه خبر: 11255
- سفرهای استانی دور دوم
, سخنراني ها
, متن کامل سخنرانی
1390 رياست جمهوري اسلامي ايران 2011 Presidency of The Islamic Republic of Iran
آدرس: تهران - میدان پاستور - خیابان پاستور تلفن: +98(21)64451